روز نوشت هر بار که توفیق زیارت نصیبم میشد، پیش از آنکه به روضه رضوان و ضریح برسم، قدمهایم بیاختیار به سوی دارالذکر میرفت. درست در میانه آن، جایی بود که سالها مأمن دل من شده بود؛ همانجا مینشستم، قرآن میخواندم، دعا زمزمه میکردم و با دلی سبک، خود را برای زیارت آماده میساختم.بارها پیش آمده بود که دارالذکر از ازدحام زائران لبریز باشد، اما هیچگاه دلم راضی نمیشد جای دیگری بنشینم. صبر میکردم؛ هرچقدر هم طول میکشید، تا همان جای همیشگی خالی شود. انگار دل من، آن نقطه را برای خلوت با خدا برگزیده بود.اما تقدیر، رازی در دل خود پنهان کرده بود؛ رازی که نه من میدانستم و نه هیچکس دیگر…هرگز تصور نمیکردم روزی پیکر مطهر آقاجان شهیدمان، درست در همان نقطهای آرام بگیرد که سالها محل زمزمه دعاها و اشکهای من بود.امروز که به دارالذکر مینگرم، دیگر آنجا فقط گذرگاهی به سوی روضه رضوان نیست؛ خودش روضهای از دلتنگی است. همانجایی که روزی با امید، قرآن میگشودم، امروز با چشمانی اشکبار سلام میدهم.شاید خدا سالها مرا به همان نقطه میکشاند، تا روزی که نمیدانستم، قرار باشد تمام آن دعاها و اشکها، در کنار مزار مردی به امانت بماند که عمرمان را با نام و راه او سپری کردیم.حقیقت آن است که ماهرچه داریم از خمینی کبیر وخامنه ای شهید است.
برخی از تألیفات حاج حسین زکریایی
7- پابه پای ستاره (مرکز اسناد انقلاب اسلامی) دوچاپ
8- تـفسیرروحـانـی (یـادداشـت هـایـی بـر تـفسیر حـضرت آیـت الله روحـانـی؛ نـمایـنده فـقید ولـی فقیه در مازندران)
9- گام های اساسی در تربیت فرزند (انتشارات هزاره ققنوس)
10- راز خرمای دی (سازمان حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس سپاه)
11- گـفت و گــوی نــاتــمام (درســه جــلد در زمــینه نــماز بــه ســفارش ســتاد اقــامــه نــماز ســازمــان بنیاد شهید وامور ایثارگران)
12- خـمس از دیـدگـاه مـراجـع ؛ اسـتفتائـات ودیـدگـاه ده تـن از مـراجـع مـعظم تـقلید در مـورد مبحث خمس
13- شکوفه های دلم زین فراق می گریند (خاطرات سردارشهید حاج حسین بصیر)
14- چون پنجره سمت آسمان باز شدی (خاطرات امیر سرلشکر مسعود منفردنیاکی)
15- قلبی به وسعت آسمان
16- سردار آتش
17- مردی از قبیله آیینه ها
18- خداهم مجذوب آن دلاور بود
19- او؛ آینه امنه (سازمان حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس سپاه دوچاپ)
مطالعه بیشتر